X
تبلیغات
رایتل

پایان نامه - تحلیلی برموربیلی ویروسها از دیدپاتوژنز۲

جمعه 20 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 05:17 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 

 

 

فصل چهارم‏

 

 مکانیسم‏هاى دفاعى و بیماریزایى

 

 الف - ایمنى غیراختصاصى‏

    عوامل ژنتیک و گونه‏اى‏

    عامل سن‏

    عوامل محیطى‏

    عوامل تشریحى (آناتومیک)

    انترفرون‏ها و سایر عوامل هومورال‏

    پاسخ آماسى‏

    فاگوستیوز

    عوامل متابولیک‏

 ب -   ایمنى اختصاصى‏

             1 - ایمنى اختصاصى غیرفعال‏

             2 - ایمنى اختصاصى فعال‏

    ایمنى هومورال‏

    ایمنى یاخته‏اى‏

 ج -   خاطره ایمنولوژیک و واکسیناسیون‏

 د -   تأثیر موربیلى ویروس‏ها برسیستم ایمنى‏

    همانطور که مى‏دانیم دستگاه ایمنى از لحاظ عملکرد به دو صورت غیراختصاصى (ایمنى طبیعى) و اختصاصى (اکتسابى) فعالیت مى‏نماید و در صورت شکسته شدن ایمنى طبیعى که به عنوان اولین خط دفاعى بدن مى‏باشد، سیستم ایمنى اختصاصى وارد عمل مى‏گردد. این سیستم موجب ایجاد واکنشى اختصاصى در برابر موربیلى ویروس‏ها مى‏گردد. همچنین این سیستم مى‏تواند عامل بیماریزاى مذکور را به خاطر آورده و از بروز مجدد بیمارى توسط آنها ممانعت به عمل آورد، بنابراین متعاقب عفونت‏هاى موربیلى ویروسى یک ایمنى مادام‏العمر ایجاد مى‏شود.

    سیستم‏هاى ایمنى طبیعى و اکتسابى شامل ملکول‏ها و سلول‏هاى مختلفى هستند که در سراسر بدن پراکنده مى‏باشند (6) و نظر به اهمیتى که در مصونیت و بیماریزایى موربیلى ویروس‏ها دارند در اینجا ابتدا به تشریح عملکردهاى ایمنى و سپس اثرات بیماریزایى موربیلى ویروس‏ها براین سیستم مى‏پردازیم:

 

 

    الف - ایمنى غیراختصاصى‏

 

    عوامل ژنتیکى و گونه‏اى‏

 

 کلیه پاسخ‏هاى ایمنى تحت سیطره ژنتیک است. تفاوت‏هاى ارثى که بین جانداران مختلف وجود دارد موجب مى‏شود که عده زیادى از جانداران نسبت به موربیلى ویروس‏ها حساس نبوده و بیماریزایى آنها در طیف محدودى خلاصه گردد. حتى گونه‏هاى مختلف موربیلى ویروس هم توانایى رشد و تکثیر در همه جانداران را ندارند مثلاً طاعون گاوى در نشخوارکنندگان بیمارى ایجاد مى‏کند ولى در انسان و اسب تأثیرى ندارد و برعکس سرخک در انسان بیماریزاست ولى براى نشخوارکنندگان غیربیماریزا مى‏باشد.

    دلیل وجود میزبان اختصاصى و عدم وقوع بیمارى در سایرین مى‏تواند مربوط به وجود عوامل ممانعت کننده در بدن، عدم وجود یا وجود متابولیت‏هاى لازم براى ویروس، نقش گیرنده اختصاصى در شروع عفونت، انتخاب طبیعى و سایر عوامل مشابه باشد. مثلاً ساکنان دریاى جنوب (قسمت جنوبى اقیانوس کبیر) طى قرون متمادى از بقیه دنیا جدا بودند و وقتى سرخک توسط مهاجران در بین آنها شیوع پیدا کرد کشتار وحشتناکى ایجاد کرد و 25% افراد جزیره تلف شدند. همچنین طاعون گاوى براى گاوهاى آفریقا که در آنجا بومى است کمتر از گاوهاى اروپایى حدت دارد و این امر نیز به نظر مى‏رسد نتیجه انتخاب طبیعى باشد، چنانکه وقتى در سال 1890 وارد قاره آفریقا شد 95% از گله‏هاى آلوده را تلف کرد (2، 30، 59).

 

    عامل سن‏

 

    نقش سن در عفونت‏هاى ناشى از موربیلى ویروس تنها در زمینه ایمنى مادرى اهمیت دارد. معمولاً مادران در اثر مواجه شدن با بیمارى یا واکسیناسیون واجد پادتن مى‏باشند و مى‏توانند از طریق جفت یا آغوز آنرا به فرزندان انتقال دهند و تا زمانى که شیرخوارى ادامه دارد، ایمینیت نسبى نیز وجود خواهد داشت.

    غیر از نکته فوق بطورکلى افراد خیلى جوان و خیلى پیر داراى نقصان فعالیت دستگاه ایمنى هستند (2).

 

    عوامل محیطى‏

 

    استرس‏هاى مختلف محیطى مانند سوءتغذیه، دماى نامناسب، محیط ناآرام، تراکم زیاد و... مى‏توانند باعث کاهش فعالیت دفاعى بدن گردند. همانند سایر بیمارى‏هاى عفونى، بیمارى‏هاى حاصل از موربیلى ویروس‏ها در جوامع فقیر و دچار سوءتغذیه بیشتر است. کودکان دچار کمبود پروتئین (بیمارى کواشیورکور) بطور غیرعادى نسبت به سرخک حساس هستند و همچنین تلفات سرخک در کشورهاى در حال توسعه نواحى گرمسیریى آفریقا و امریکاى جنوبى تا چند صد برابر اروپا و آمریکاى شمالى است و تا 10% مبتلایان جان خود را از دست مى‏دهند، در حال قحطى این تلفات تا 50% مى‏سد. در مقابل دیده شده کودکان آسیایى دچار سوءتغذیه مبتلا به عفونت جدى ناشى از سرخک نشده‏اند (59).

    مطالعات اخیر تأثیر کاهش ویتامین ا  در تشدید عوارض سرخک را نشان داده و مشخص گردیده که در گروه شاهد که به وسیله ویتامین ا  درمان شده‏اند عوارض و تلفات به میزان چشمگیرى کاهش یافته است (31، 39). دماى نامناسب نیز باعث افزایش شیوع و عوارض بیمارى مى‏شود و مثلاً بیشترین رویداد سرخک در اواخر زمستان و  اوائل بهار دیده مى‏شود (10).

 

    عوامل تشریحى‏

 

    انواع سدهاى دفاعى فیزیکى و بیوشیمیایى نواحى مختلف بدن را در مقابل عومل عفونت‏زا محافظت مى‏کنند.

    مثلاً اغلب عوامل عفونت‏زا نمى‏توانند از طریق پوست و مخاطات سالم به داخل نفوذ کنند. این سدهاى دفاعى در بیمارى‏هاى حاصل از موربیلى ویروس‏ها که غالباً باعث تخریب آنها و ورود میکروبهاى فرصت‏طلب و ایجاد عفونت‏هاى ثانویه مى‏شوند واجد اهمیت است (6).

 

    انترفرونها

 

 انترفرون‏ها گروهى از پروتئین‏ها هستند که در عفونت‏هاى ویروسى اهمیت دارند. دسته‏اى از انترفرون‏ها توسط سلول‏هاى آلوده به ویروس تولید مى‏شوند. گروه دیگر توسط دسته خاصى از لنفوسیت‏هاى ت  فعال شده، تولید مى‏گردند. انتروفرون‏ها در سلول‏هاى غیرآلوده باعث یک حالت مقاومت نسبت به ویروس‏ها مى‏شوند، انترفرون‏ها همچنین اثرات متعددى روى متابولیسم پروتئین‏ها در این سلول‏ها داشته و بر کیفیت پاسخ این سلول‏ها به لنفوسیت‏ها و سلول‏هاى کشنده طبیعى تأثیر مى‏گذارند. انترفرون‏ها در مراحل اولیه عفونت تولید شده و خط اول دفاع در برابر عفونت ویروسى مى‏باشند (6، 8). در جریان 12-48 ساعت پس از آنکه عیار ویروسى به حداکثر مى‏رسد، انترفرون به مقدار زیاد در حیوانات عفونى یا بیمار تولید مى‏شود و از این پس سریعاً از تولید ویروسى کاسته مى‏شود و این در حالى است که پادتن‏ها تا چند روز پس از کاهش تولید ویروسى ظاهر نمى‏شوند. اصولاً انتروفرون‏ها اختصاصى میزبان بوده، براى ویروس خاصى ویژگى نداشته و مانع از تکثیر ویروس‏ها مى‏شوند (2). همزمان با دوره نقاهت در سرخک تیتر انترفرون به سرعت کاهش مى‏یابد (52).

 

 سایر عوامل هومورال‏

 همچنین علاوه بر انترفرون خون واجد تعدادى از پادتن‏ها طبیعى، کمپلمان و تعدادى از عوامل محافظت کننده مانند پروپردین، انواعى از موکوپروتئین‏ها و ترکیبات شبیه لستین مى‏باشد که ضمن نابودى ویروس بیماریزا مى‏تواند از اتصال آنها به یاخته‏هاى حساس ممانعت کنند (2، 8).

 

    پاسخ آماسى‏

 

    سه پدیده عمده‏اى که در جریان پاسخ آماسى رخ مى‏دهند عبارتند از:

    1 - افزایش جریان خون به ناحیه عفونت‏

    2 - افزایش نفوذپذیرى مویرگ‏ها که به سبب انقباض سلول‏هاى آندوتلیال ایجاد مى‏شود. ملکول‏هائى که در این‏حالت مى‏توانند از اندوتلیوم مویرگ‏ها عبور کنند، بسیار بزرگتر از ملکول‏هائى مى‏باشند که در حالت عادى توانایى عبور از جدار مویرگ‏ها را دارند. بنابراین واسطه‏هاى محلول سیستم ایمنى به سهولت مى‏توانند خود را به محل عفونت برسانند.

    3 - لوکوسیت‏ها و به خصوص نوتروفیل‏هاى پلى‏مرف و به میزان کمتر ماکروفاژها از مویرگ‏ها به داخل بافت اطراف مهاجرت مى‏کنند. این سلول‏ها هنگامى‏که وارد بافت شدند تحت روندى که کموتاکسى نامیده مى‏شود بطرف موضع عفونت کشیده مى‏شوند. این سه پدیده به همراه یکدیگر سبب بروز پاسخ آماسى و التهاب مى‏شوند (6).

    وقتى تهاجم عمومى شود و ویروس وارد خون گردد گرچه آماس و سایر عواملى که در بالا توضیح داده شد نتوانسته‏اند عفونت را محدود نگه دارند ولى باز هم پاسخ آماسى فعال است، بدین ترتیب که تب ظاهر مى‏شود و یکى از مکانیسم‏هاى ایجاد تب آزاد شدن مواد تب‏زاى داخلى از لکوسیت‏ها مى‏باشد (2).

 

    فاگوسیتوز

 

 هنگامى‏که فاگوسیت‏ها وارد محل التهاب مى‏شوند باید ابتدا عوامل عفونت‏زا را شناسایى کنند، پذیرنده‏هایى که روى سطح این فاگوسیت‏ها وجود دارند به آنها این توانایى را مى‏دهند، بطور غیراختصاصى انواع مختلفى از میکروارگانیسم‏ها متصل شوند. اگر میکروارگانیسم از قبل به وسیله کمپلمان (جزء ح‏3آ ) یا آنتى‏بادى مشهى‏0د شده باشد. این اتصال به میزان زیادى تسهیل مى‏شود ژرخررژزپ -

 (2، 6).

    گذشته‏ازعوامل فوق‏مى‏توان به‏بعضى‏از عوامل متابولیک مانندهمورمون‏هاى استروئیدى (2) و خصوصیات عامل بیماریزا نیز اشاره کرد که در این مورد در آینده مطالب بیشترى ارائه مى‏گردد.

 

 

    ب -  ایمنى اختصاصى یا اکتسابى‏

 

    عفونت با موربیلى ویروس‏ها  موجب ایجاد ایمنى اختصاصى برعلیه آنها مى‏شود و بر دو نوع است:

 

    1 - ایمنى اختصاصى غیرفعال:    پادتن‏هایى که در جریان ایمنى ایجاد شده‏اند مى‏توانند با تزریق سرم از فرد ایمن به فرد غیرایمن انتقال داده شوند که این مطلب در زمینه سرخک جهت پیشگیرى یا تخفیف عوارض بیمارى در اوائل دوره کمون به وسیله گاماگلوبولین انسانى عملى است (10). نوع دیگر ایمنى غیرفعال انتقال پادتن‏ها از جفت یا به وسیله آغوز به نوزاد مى‏باشد و اهمیت آن به قدرى است که تا نوزاد از شیر مادر ایمن استفاده مى‏کند به بیمارى مبتلا نمى‏شود. فردى که بطور غیرفعال ایمن مى‏شود واجد ایمنى موقت و فورى مى‏گردد و پس از مدتى پادتن‏ها بطور کلى دفع مى‏گردند (2).

 

    2 - ایمنى اختصاصى فعال:   این نوع ایمنى اغلب متعاقب عفونت و یا واکسیناسیون ظاهر مى‏گردد و منجر به تولید پادتن و یاخته‏هاى ایمن مى‏گردد. این نوع ایمنى با دو مکانیسم هومورال و با واسطه یاخته ایجاد مى‏گردد:

 

    ایمنى هومورال‏

 

 پادتن‏ها به وسیله برخى از عوامل لمفوئیدى (لمفوسیت‏هاى ا  و پلاسموسیت‏ها) ساخته مى‏شوند. این مواد ممکن است وابسته به یاخته باشند و یا به خارج ترشح شوند. پادتن‏ها با مواد ایمنى‏زا یا پادگن که باعث ایجاد آنها شده‏اند مى‏توانند واکنش نشان دهند. غیر از پادتن‏ها، سایر عوامل هومورال نیز ممکن است دخالت داشته باشند که بهترین مثال در این مورد دستگاه عامل مکمل است که در آن عوامل مختلف محلول یا وابسته به یاخته دست به کار هستند (2).

    واکنشهاى پادتن - پادگن فوق‏العاده اختصاصى است. به عنوان مثال، آنتى‏بادى‏هایى که برضد ویروس سرخک ساخته مى‏شوند تنها  مى‏توانند به این ویروس باند شده و تنها علیه سرخک ایمنى ایجاد نمایند. البته گاهى آنتى‏ژن‏ها داراى اپى‏توپ‏هایى هستند که شبیه آن در آنتى‏ژن‏هاى دیگر وجود دارد. وقتى دو میکروارگانیسم علاوه بر شاخص‏هاى آنتى‏ژنى اختصاصى خود، داراى شاخص‏هاى مشترک نیز باشند، ایجاد واکنش ایمنى و پیدایش مصونیت در بدن برضد یکى از آ نها سبب پیدایش واکنش ایمنى برضد میکروارگانیسم دیگر نیز مى‏گردد که به آن ایمنى متقاطع مى‏گویند. در ایمنى متقاطع میل ترکیبى اتصال آنتى‏ژن به آنتى‏بادى غیرویژه، بسیار کمتر از میل ترکیبى آن با آنتى‏ژن اختصاصى است.

    مطالعات انجام شده در واکنش‏هاى متقاطع مؤید براین است که آنتى‏بادى بیشتر قادر به شناخت شکل سه بعدى شاخص‏هاى آنتى‏ژنى است تا خواص بیوشیمیایى نظیر شارژیون‏ها (8).

    دیده شده که به دلیل قرابت آنتى‏ژنى و بیش از همه پروتئین امتزاجى (F)  بین موربیلى ویروس‏ها واکسن‏هاى بعضى از آنها سبب جلوگیرى از بیمارى دیگر شده است، مثلاً بروز طاعون گاوى موجب ایمن شدن سگ گله نسبت به دیستمپر مى‏شود و نیز واکسن سرخک موجب ایمن شدن سگ نسبت به دیستمپر مى‏گردد (7، 57). مبتلایان به سرخک آنتى‏بادى‏هایى را تولید مى‏کنند که با ویروس دیستمپر واکنش مى‏دهد و بالعکس (10). از طرفى ویروس دیستمپر سگ مى‏تواند فک‏ها را نسبت به دیستمپر فک‏ها ایمن نماید (14، 48). و یا واکسیناسیون گوسفند و بز با واکسن طاعون گاوى سبب مصنونیت آنها در برابر طاعون نشخوارکنندگان کوچک مى‏شود (29).

    پادتن‏ها تنها قادرند مستقیماً به ویروس‏هاى خارج سلولى متصل شوند. فعالیت آنتى‏بادى‏هاى IgG‏ا  وIgMا در محدوده پلاسما مى‏باشد. در ضمن آنتى‏بادى به همراه سیستم کمپلمان ((C1-C9)) قادر است سلول‏هاى واجد آنتى‏ژن ویروسى را تخریب کند. آنتى‏بادى‏ها همچنین توانایى تخریب ویروس‏هاى غشاء دار را داشته و مى‏توانند به سلول‏هاى کشنده‏ براى از بین بردن سلول آلوده به ویروس کمک کنند (6، 8).

    ایمنى یاخته‏اى‏

 

 واکنش ایمنى وابسته به یاخته‏ؤد (سلول‏هاى T  سیتوتوکسیک و سلول‏هاى سیتوتوکسیک وابسته به آنتى‏بادى) نیز بالقوه قادر است آنتى‏ژن‏هایى که در سطح جسم ویروسى و یا در سطح غشاء سلول آلوده ظاهر مى‏شوند را مورد هدف قرار دهند (6).

    بعضى از کودکان قادر نیستند که آنتى‏بادى‏هاى خنثى کننده ویروس را تولید نمایند، زیرا آن‏ها از ناتوانى‏هاى مادرزادى رنج مى‏برند و قادر به سنتز مقدار کافى گاماگلوبولین نمى‏باشند. این کودکان از بیماریهایى مثل سرخک به روش معمولى بهبود مى‏یابند. کودکان فوق مقاومت خود را در برابر عفونت‏هاى ویروسى به واکنش ایمنى یاخته‏اى مدیون هستند که در آن لنفوسیت‏ها و ماکروفاژها به بافت‏هاى حساس شده نشت کرده و واکنش التهابى را تولید مى‏نمایند. (واکنش حساسیت شدید تأخیرى) (10).

    پاسخ ایمنى در مقابل آنتى‏ژن‏هاى موربیلى ویروس‏ها که به داخل سلول نفوذ کرده‏اند تقریباً به طور کامل وابسته به سلول‏هاى ت  مى‏باشد (15). حتى پاسخ آنتى‏بادى نیازمند کمک سلول‏هاى T  مى‏باشد و از این رو اختلال در فعالیت این سلول‏ها فرد را مستعد ابتلاء به عفونت‏هاى ویروسى مى‏کند (6، 8).

    تعداد کمى از سلول‏هاى T  (یک به ازاى یک صدهزار سلول T ) نسبت به یک شاخص آنتى‏ژنى از خود واکنش نشان مى‏دهند که به نام سلول‏هاى مؤثر معروف هستند و در ایجاد  واکنش‏هاى مختلف ایمنى با واسطه یاخته نقش دارند. نوع دیگر سلول‏هاى T ، سلول‏هاى تنظیم کننده  مى‏باشند که بلوغ لمفوسیت‏هاى مؤثر TB) را کنترل مى‏کنند. (Th ،Ts) (2، 8).

    همانگونه که قبلاً بیان گردید در ایمنى بدن نسبت به ویروس‏هاى داخل سلولى نظیر موربیلى ویروس‏ها، بیشتر لمفوسیت‏هایى شرکت دارند که  از تیموس جدا مى‏شوند و دو دسته‏اند: 1 - آنهایى که در کشتن سلول‏هاى آلوده به ویروس شرکت دارندسذ.  2 - آنهایى که در ازدیاد حساسیت تأخیرى شرکت مى‏کنند. که هر دو نوع آنها  جزء لمفوسیت‏هاى مؤثر مى‏باشند.

 

    1 - لمفوسیت‏هاى کشنده سلول:   در اغلب بیمارى‏هاى ویروسى نظیر سرخک و سرخجه این دسته از لمفوسیت‏ها نقش مهمى در ایمنى بدن ایفا مى‏کنند. اهمیت آنها در کودکانى که نقص اولیه لمفوسیت ت  دارند مشخص مى‏شود. این کودکان قادر به مقابله با این ویروس‏ها نیستند (برعکس کسانى که نقص در ایمنوگلوبولین‏ها داشتند و قبلاً توضیح داده شد). ایمنى حاصل اختصاصى است (البته راکسیون‏هاى متقاطع را نباید فراموش کرد).

    سلول‏هاى T  تنها زمانى به یک آنتى‏ژن پاسخ مى‏دهند که آنتى‏ژن مربوطه همراه با فراورده‏هاى MHC(HLA)  به آن معرفى شود. سلول‏هاى Tc  (سیتوتوکسیک) که واجد گلیکوپروتئین‏هاى +CD8 +CD3  مى‏باشند آنتى‏ژن‏هاى ویروسى را همراه فراورده‏هاى کلاسI  و سلول‏هاى Th (کمک کننده) که واجد +CD4 ,+CD3  مى‏باشند آنتى‏ژن‏هاى محلول همراه با فراورده‏هاى کلاس II MHC  را شناسایى مى‏کنند (8، 17) فعال شدن سلول‏هاى T  کمک کننده نشان دهنده شروع یک پاسخ ایمنى مؤثر و پایان موفقیت‏آمیز عمل عرضه آنتى‏ژن توسط APC مى‏باشد. سپس لمفوسیت‏ها با همکارى لمفوکین‏ها، پذیرنده جدید کسب کرده، بزرگ مى‏شوند و از لحاظ متابولیک فعال‏تر مى‏گردند و این امر مقدمه میتوز و گسترش کلونى آنها مى‏باشد (6).

    وقتى ویروس وارد سلولى مى‏شود، در سطح سلولى آنتى‏ژن جدیدى ایجاد مى‏گردد که لمفوسیت ت حساس شده با دارا بودن گیرنده خاصى در سطح خود مى‏تواند این آنتى‏ژن را شناسایى کند. معتقدند که لمفوسیت‏هاى T  به علت دارا بودن آنتى‏ژن‏هاى سازگارى بافتى (MHC) ، متفاوت از آنچه که در سطح سلول آلوده به ویروس است به سلول چسبیده و مرگ آنرا موجب مى‏شود. در حقیقت لمفوسیت T  بایستى قادر به شناسایى موارد زیر باشد:

    الف - مجموعه آنتى‏ژن‏هاى سازگارى بافتى و آنتى‏ژن‏هاى ویروسى‏

    ب - آنتى‏ژن‏هاى سازگارى بافتى دگرگون شده توسط ویروس در سطح سلول آلوده.

    ج - آنتى‏ژن‏هاى سازگارى بافتى ویروس و خودى.

    اگر حمله مستقیم به سلول آلوده قبل از دوباره‏سازى (رپلیکیشن) کامل ویروس صورت بگیرد از گسترش آلودگى به نحو قابل ملاحظه‏اى جلوگیرى مى‏شود در غیراینصورت ویروس از دو راه به قسمت‏هاى دیگر گسترش مى‏یابد.

    اول:  رها شدن ذراتى از آنتى‏ژن‏هاى ویروسى سطح سلول که داراى قابلیت ایجاد بیمارى هستند. آنتى‏بادى‏ها در این مرحله مى‏توانند از انتشار آنها جلوگیرى نمایند.

    دوم:  انتقال ویروس از سلول آلوده به سلول سالم از طریق ارتباط درون سلولى.

    آنتى بادى‏ها در این مرحله نقشى ندارند ولى ایمنى سلولى به مهار آن قادر مى‏باشد. در اثر فعل و انفعالاتى که بین لمفوسیت‏هاى Tc  با پادتن‏هاى ویروسى انجام مى‏شود فاکتورهاى جاذب آزاد مى‏شوند که این فاکتورها مى‏تونند ماکروفاژها را به محل کشانده و تجمع آنها مى‏تواند در ایجاد پل ارتباطى بین دو سلول اختلال ایجاد کند. بعضى از لمفوکائین‏ها نظیر فاکتور فعال کننده ماکروفاژ نیز مى‏توانند در این عمل نقشى مؤثر داشته باشند (8).

 

    2 - لمفوسیت‏هاى شرکت کننده در ا زدیاد حساسیت تأخیرى:   همگام با پاسخ ایمنى سلولى با شرکت لمفوسیت‏هاى Tc ، ازدیاد حساسیتى از نوع تأخیرى نسبت به ویروس ایجاد مى‏شود که در آن لمفوسیت‏هاى حساس شده یا لمفوسیت‏هاى TDH   شرکت دارند.

    عدم ابتلاء به عفونت‏هاى شایع ویروسى بطور مکرر در افرادى که به تولید آنتى‏بادى قادر هستند یا پاسخ ایمنى سلولى مناسبى دارند اهمیت هر یک از دو مکانیسم دفاع اکتسابى را به خوبى مشخص مى‏کند؛ مثلاً بیماران مبتلا به کمبود  ایمنوگلوبولین نسبت به سرخک به خوبى پاسخ مى‏دهند زیرا پاسخ‏هاى اولیه ازدیاد حساسیت تأخیرى در آنها طبیعى است و این به دلیل خوب عمل کردن سیستم لمفاوى آنهاست که ایمنى با مداخله سلولى نیز جزو آن محسوب مى‏شود. بنابراین عدم قابلیت پاسخ ازدیاد حساسیت تأخیرى مى‏تواند همراه با عدم قابلیت بدن در بروز پاسخ ایمنى سلولى باشد (8).

    سلول‏هاى TDH پس از فعال شدن، تعدادى لمفوکین (انتروکین) آزاد مى‏کنند که در لوکالیزاسیون و فعال کردن ماکروفاژها در محل واکنش اهمیت دارند. از بین این لمفوکین‏ها، فاکتور فعال کننده ماکروفاژر و فاکتور ممانعت کننده از مهاجرت ماکروفاژدر ایجاد واکنش‏هاى ازدیاد حساسیت تأخیرى اهمیت به خصوصى دارند.

    فعالیت فاکتور فعال کننده ماکروفاژ عمدتاً توسط انترفرون گاما برقرار مى‏شود و در تشدید فعالیت ماکروفاژها و تحریک انهدام ارگانیسم‏هاى داخل سلولى اهمیت دارد، این فاکتور همچنین باعث ظهور ملکول‏هاى کلاس II  بر روى بسیارى از سلول‏هاى بالقوه عرضه کننده آنتى‏ژن بافت‏ها مى‏گردد (6).

    سؤالى که مى‏تواند مطرح باشد این است که چرا واکنش‏هاى ازدیاد حساسیت تأخیرى، دیررس است؟ دلیل آن این است که براى ساختن لمفوکاین‏ها و تأثیر آن زمان لازم است (8).

 خلاصه مباحث فوق در شکل 1-4 ارائه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    شکل 1-4 :   پاسخ سیستم ایمنى به عفونت ویروسى‏

    انسان و حیوانات مبتلا به نقائص ایمنى سلولى مانند لوسمى (59)، ایدز (49)، درمان‏هاى سرکوب کننده ایمنى و آپلازى تیموس نسبت به موربیلى ویروس‏ها حساس هستند و عفونت‏هاى حاصل داراى شدت، دوام و تلفات بیشترى مى‏باشد. به عنوان مثال کودکان مبتلا به آپلازى تیموس دراثر ابتلاء به سرخک فاقد بثورات پوستى (راش) مى‏باشند و رشد ویروس در دستگاه تنفس کنترل نشده و پیشرونده بوده و به پنومونى کشنده ختم مى‏گردد. بدین ترتیب دو نقش مهم براى سلول‏هاى T مشخص مى‏شود. اول آنکه در کودکان طبیعى، ایمنى وابسته به یاخته، عفونت سرخک را در ورید کنترل مى‏کند و دیگر آنکه نقش اساسى در ایجاد بثورات پوستى دارد (8، 59).

 

 

    ج -  خاطره ایمنولوژیک و واکسیناسیون‏

 

    ویژگى و خاطره ایمنولوژیک که دو عنصر کلیدى در پاسخ ایمنى اکتسابى مى‏باشند، در عمل واکسیناسیون به‏کار گرفته مى‏شوند، چرا که سیستم ایمنى اکتسابى در برخورد ثانوى با آنتى‏ژن پاسخ بسیار قوى‏تر از پیش ارائه مى‏دهد.

    پاسخ ایمنى ثانویه سریع‏تر ظاهر مى‏شود و از پاسخ اولیه مؤثرتر مى‏باشد (2، 6). به‏نظر مى‏رسد که یاخته‏هاى B  و T هر دو در خاطره ایمنى دخالت داشته باشند. چنین تصور مى‏رود که بعد از ایمن کردن احتمالاً مقدارى از پادگن تزریقى به شکل مجتمع پادگن - پادتن در سطح یاخته‏هاى فولیکولى که در فولیکول‏هاى اولیه بافت لمفاوى اطرافى قرار گرفته جایگزین مى‏گردد. این یاخته‏ها پادگن را براى مدتى طولانى در سطح خارجى خود نگه مى‏دارند و چنین به‏نظر مى‏رسد که این پادگن‏هاى محبوس سبب تکثیر یاخته‏هاىB خاطره‏اى در فولیکول‏ها مى‏گردند و سرانجام مراکز زایا تشکیل مى‏شود (2).

    عمل واکسیناسیون براین اصل استوار است که یک میکروارگانیسم (یا زهرابه آنرا) طورى تغییر دهیم که بدون از دست دادن خاصیت آنتى‏ژنى خود به صورت بى‏آزارى درآید. (6) در مورد موربیلى ویروس‏ها به‏طور کلى واکسن‏هاى مصرفى، واکسن‏هاى زنده تخفیف حدت یافته مى‏باشند (5، 30، 36، 39). تجربیات نشان داده که براى ایجاد ایمنى مؤثر پروتئین امتزاجى ضرورت دارد و در غیاب آن (واکسن‏هاى کشته) ایمنى کافى به دست نمى‏آید (5، 15، 17، 19) درباره دیستمپر در حیوانات مختلف جهت پیشگیرى از عوارض واکسیناسیون واکسن‏هاى اصلاح شده‏ مصرف مى‏گردد که به درجات متفاوتى تخفیف حدت پیدا کرده‏اند (27، 39). در زمینه برنامه واکسیناسیون در مبحث کنترل توضیحات بیشترى داده خواهد شد.

 

 

    د -  تأثیر موربیلى ویروس‏ها بر سیستم ایمنى:

 

    همانطور که قبلاً بیان شد این ویروس‏ها تنها یک نوع آنتى‏ژنى داشته و تضعیف سیستم ایمنى از مهم‏ترین مسائل مؤثر در پاتوژنز آنها مى‏باشد. در زمینه نقص ایمنى اکتسابى اولین عامل شناخته شده آن ویروس سرخک مى‏باشد، و شواهد مختلفى براى این مطلب موجود است: دیده شده در مرحله حاد سرخک، طفل واکسینه نمى‏تواند نسبت به توبرکولین پاسخ دهد. این واکنش در برابر واکسیناسیون با ویروس زنده سرخک هم دیده شده است. همچنین مشاهده گردیده واکسیناسیون کودکان مبتلا به سرخک بر علیه سالمونلا منجر به تولید مقدار محدود پادتن مى‏گردد. نفروز لیپوئید که غالباً به درمان‏هاى ایمنوساپرسیو (سرکوب کننده ایمنى) پاسخ مى‏دهد در طى عفونت سرخک اصلاح مى‏شود. عفونت‏هاى ثا نویه متعاقب سرخک و فعالیت مجدد عفونت‏هاى پنهان مایکوباکتریایى به همراه آلودگى با سرخک مى‏تواند نتیجه تأثیر عفونت لوکوسیت‏ها و ارگان‏هاى لمفاوى باشد. درگیرى لوکوسیت‏ها مى‏تواند در انتشار بیمارى از ریه به نقاط دورتر مانند پانکراس، کبد، غدد لمفاوى و مغز مؤثر باشد (12، 62).

    مطالعات بر روى موش‏هایى که به وسیله سرخک آلوده شده بودند نشان داد که لوکوسیت‏هاى ریه هدف اولیه ویروس مى‏باشند (62).

    براساس اطلاعات به دست آمده گمان مى‏رود که پس از تلقیح ویروس به محیط کشت حوادث زیر اتفاق مى‏افتد: 1 - عفونت لوکوسیت‏ها 2 - آزاد شدن بعضى از فاکتورهاى محلول 3 - تغییرات ساختمانى و عملکردى در نحوه عمل هترودایمر آنتى‏ژن لکوسیتى (LFA-1  4 -  اجتماع لوکوسیت‏ها و 5 - انتشار ویروس از یک لوکوسیت به لوکوسیت دیگر.

  LFA-1 که بر روى غشاء لوکوسیت‏ها واقع است از دو بخش CD11a  و CD18 تشکیل شده و عملکردهاى مختلف و با اهمیتى دارد مانند: اتصال سلول‏ها، عبور لوکوسیت‏ها از میان سلول‏هاى آندوتلیال، لوکالیزه شدن لوکوسیت‏هاى فعال در بافت‏هاى سوماتیک مختلف، القاء واکنش‏هاى التهابى و القاء پاسخ‏هاى ایمنى هومورال و وابسته به سلول. نشان داده شده است که ویروس سرخک ممکن است بطور مستقیم یا غیرمستقیم تغییراتى در بروز یافتن CD11a/CD18 داشته باشد که این امر موجب افزایش تجمع لوکوسیت‏ها، کاهش ایمنى و سرانجام انتشار ویروس در بدن مى‏گردد که نقشى کلیدى در پاتوژنز بیمارى دارد (12).

    ویروس سرخک مى‏تواند در شرایط invitro  و invivo  موجب کاهش عملکرد لمفوسیت‏ها گردد (مانند توانایى تکثیر یا تولید پادتن و فعالیت سلولهاى کشنده طبیعى). مطالعات رژس‏خسرخ نشان داده کاهش ایمنى به واسطه تأثیر ویروس بر لمفوسیت‏ها مى‏باشد و در عملکرد مونوسیت‏ها (که موجب تحریک تکثیر لمفوسیت مى‏شود) اختلالى به وجود نمى‏آید.

    لمفوسیت‏هاى در حال استراحت و در مرحله G0  (از مراحل چرخه سلول) پس از تحریک به وسیله آنتى‏ژن (و یا میوژن) به شکل فعال تغییر مى‏یابید، یعنى ابتدا G1  و بعد S که در مرحله بعد به سلول مؤثر تبدیل مى‏شوند.

    به‏نظر مى‏رسد که ویروس سرخک سلول‏هاى B  و T را در مرحله G1  یا S مورد تأثیر قرار مى‏دهد، چرا که ضمن مهار سنتز DNA  تأثیرى بر ظهور آنتى‏ژن‏هاى سطحى سلولى که در دوره فعالیت است ندارد و تولید لمفوکین‏ها و گیرنده‏هاى انترلوکین 2 در سلول‏هاى لمفوسیت T عفونى مورد تأثیر قرار نگرفته‏اند. البته چنین استنباط مى‏شود که ظهور گلیکوپروتئین‏هاى سطحى ویروس سرخک (H,F)  بر سطح سلول آلوده علاوه بر واکنش با گیرنده ویروس بر سایر ملکول‏هاى سطحى که در مجاورت آن مى‏باشند نیز تأثیر کرد. و بدین ترتیب بطور غیرمستقیم (بدون تأثیر بر عملکرد داخل سلولى) مانع تکثیر لمفوسیت‏هاى T  مى‏گردند (62).

 

 

 

 

 

 فصل پنجم‏

 

 پاتوژنز

 

    1 - سرخک‏

    2 - بیمارى سگ‏هاى جوان‏

    3 - بیمارى دیستمپر فک‏ها

    4 - طاعون گاوى‏

    5 - طاعون نشخوارکنندگان کوچک‏

    به دلیل شباهت‏هایى که در مورد پاتوژنز موربیلى ویروس‏ها وجود دارد، ابتدا مطالبى کلى و سپس نکات اختصاصى مربوط به هر یک از اعضاء این جنس بیان مى‏شود.

    آغاز عفونت با موربیلى ویروس‏ها بستگى به زنده ماندن ویریون‏ها در خارج از سلول، نفوذ موفقیت آمیز به سلول‏هاى حساس و توانایى تکثیر در سلول دارد که سرانجام منجر به بروز بیمارى خواهد شد.

    راه‏یابى ویروس به بدن که نخستین مرحله از پاتوژنز محسوب مى‏شود عمدتاً از طریق دستگاه تنفس (27، 29، 39، 52) و گاهى از طریق جفت (10) و شاید گوارش (1) مى‏باشد البته در موارد تجربى خورانیدن ویروس عامل طاعون گاوى از طریق لوله مرى به دام‏هاى حساس، اکثراً ناموفق بوده است (4).

    اتصال ویروس با سلول حساس در پاتوژنز نقش مهمى را به عهده داررد. و مطالب مربوط به این بحث در گذشته بیان گردید. مطالعات انجام شده به وسیله آنتى‏بادى‏هاى فلورسانت در بافت‏ها و اندام‏هاى مختلف مشخص کرده است که پس از آلودگى و تکثیر موضعى که ویروس در اپیتلیوم و ماکروفاژهاى آلوئولى دارد، طى 3-1 روز از طریق جریان خون خود را به سلول‏هاى تک هسته‏اى عقده‏هاى لمفاوى ناحیه و لوزه‏ها مى‏رساند و تکثیر بیشتر در آنجا انجام مى‏شود (5، 29، 36، 52) مطالعات اخیر در زمینه ویروس سرخک نشان داده است که درگیر شدن رسپتورهاى سلول‏هاى سیستم ایمنى و به ویژه مسیر کمپلمان از طریق CD46  مى‏تواند نقش مهمى در تعضیف سیستم ایمنى (ایمنوسوپرسیون) داشته باشد. (46) یک هفته پیش از بروز اولین نشانه‏هاى بیمارى ویروس‏هاى متصل به بعضى از سلول‏هاى خونى خود را به مغز استخوان، طحال، تیموس، عقده‏هاى لمفاوى گردن و مزانتر، ماکروفاژهاى ناحیه lamina propia  در معده و روده کوچک مى‏رساند (4، 29، 39). در مرحله بعد بسته به عواملى چون مقدار آنتى‏بادى‏هاى خنثى کننده و فعالیت ایمنى سلولى میزان انتشار و پراکندگى ویروس در بدن متفاوت است. در بعضى، عفونت در همین مرحله و به شکل تحت بالینى باقى مانده و بزودى ویروس از نسوج لمفاوى ناپدید مى‏گردد (29) اما در افراد حساس سرانجام یک ویرمى ثانویه ویروس را در کلیه سطوح اپیتلیال بدن شامل پوست، ملتحمه دستگاه‏هاى تنفس، گوارش، ادرارى تناسلى و غدد درون‏ریز و برون ریز قرار مى‏دهد و تکثیر ویروس در این نقاط اتفاق مى‏افتد (5، 29، 42، 59).

    روند مراحل فوق و تکثیر و انتشار ویروس طى چند مرحله توجیه کننده دوره کمون نسبتاً طولانى (15-4 روز) موربیلى ویروس‏ها مى‏باشد.

    به دلیل آنکه ضخامت لایه سلول‏هاى اپیتلیال در ملتحمه و دستگاه تنفس بیش از چند لایه نیست بیش از سایر نقاط دچار نکروز شده و بطور ناگهانى علائم اولیه بیمارى به شکل سرفه، آبریزش از بینى و التهاب ملتحمه بروز مى‏کند.

    همچنین پاسخ‏هاى سیستم ایمنى و واکنش‏هاى آماسى در ایجاد تب و ضایعات دستگاه تنفس شرکت مى‏کند (59). عفونت دستگاه گوارش موجب اسهال (و در نتیجه تهوع)، عفونت دستگاه تنفس موجب برونشیت و گاهى پنومونى وعفونت پوست موجب درماتیت و بروز راش‏ها پوستى مى‏گردد. سلول‏هاى ژانت چند هسته‏اى با گنجیدگى‏هاى اسیدوفیل داخل سیتوپلاسمى و داخل هسته‏اى در بافت‏هاى لمفوئید سرتاسر بدن مانند غدد لمفاوى، لوزه‏ها و آپاندیس دیده مى‏شوند. (شکل 1) (5، 29).

    در مورد چگونگى تخریب سلول‏هاى تشکیل دهنده نسوج مذکور به وسیله ویروس عقیده برآن است که سلول‏هاى آلوده بطور مکانیکى در اثر تکثیر ویروس نابود مى‏شوند (4).

    از آنجا که در بعضى موارد که ضایعات CNS  در بیمارى سرخک وجود داشته ولى ویروسى در دستگاه عصبى جدا نگردیده، فرضیه دخالت یک مکانیسم اتوایمیون در ایجاد این ضایعات مطرح شده است (45).

    یکى دیگر از پیامدهاى تکثیر ویروس پیدایش سنسیتیوم یا سلول غول‏پیکر چند هسته‏اى است که درباره  آن در فصول گذشته توضیحات لازم داده شد.

    حمله ویروس به نسوج لمفوئید از یکطرف توجیه کننده میان تهى بودن غدد لمفاوى به‏ظاهر بزرگ و ادماتوز مى‏تواند باشد و از طرف دیگر لوکوپنى (که بیشتر لمفوپنى است) و از اوایل بیمارى تا آخرین دقایق حیات بیماران حضور دارد را توجیه مى‏کند. شاید آزردگى مغز استخوان به وسیله ویروس نیز در پیدایش لوکوپنى نقش داشته باشد (4). پس از عوارض اولیه که به وسیله رشد ویروس ایجاد شد با دخالت عوامل میکروبى وضعیت بیمار رو به وخامت مى‏گذارد و مرگ و میر مبتلایان افزایش مى‏یابد (16).

    پس از مراحل فوق چنانچه بیمار زنده بماند، مرحله بعدى بهبودى مى‏باشد که مکانیسم‏هاى مقاومت میزبان در مقابل عفونت در فصل گذشته توضیح داده شد. در عفونت باموربیلى ویروس‏ها اغلب بهبودى همراه با پاک شدن بدن از ویروس مى‏باشد ولى در بعضى موارد (به ادامه بحث مراجعه شود) ویروس به صورت غیرفعال در بدن باقى میماند که غالباً عوارض وخیمى را در پى خواهد داشت (1، 5).

    مرحله آخر پاتوژنز شامل انتشار ویروس در محیط مى‏باشد. این مرحله جهت برقرارى عفونت در میزبان‏هاى دیگرموجود در محیط الزامى مى‏باشد چرا که همانگونه که قبلاً بیان شد بقاء موربیلى ویروس‏ها در خارج از بدن میزبانِ حساس بسیار کوتاه مى‏باشد و چنانچه میزبان حساسى وجود نداشته باشد بیمارى خودبخود کنترل شده است (4، 5، 29، 61).

    در ادامه بحث، مطالب اختصاصى مربوط به پاتوژنز موربیلى ویروس‏ها بیان مى‏گردد.

 

    1 - سرخک‏

 

    دوره کمون سرخک بطور تیپیک 14-10 روز طول مى‏کشد ولى ممکن است در بیماران مسن‏تر تا 3 هفته بطول انجامد. شروع ناخوشى معمولاً ناگهانى بوده و با نزله‏ه‏ژ، سرفه، کنژنکتیویت، تب و نقاط کاپلایک‏ژ در دهان مشخص مى‏شود، نقاط کاپلایک پاتوگونومونیک سرخک زخم‏هایى کوچک و به رنگ سفید مایل به آبى هستند که روى مخاط گونه و در مقابل دندان‏هاى آسیاى تحتانى ظاهر مى‏شوند، این نقاط از سلول‏هاى ژانت، آنتى‏ژن‏هاى ویروسى و نوکلئوکپسیدهاى قابل تشخیص ویروسى تشکیل یافته (5، 52) و بانکروز موضعى بافت دنبال مى‏گردند (10).

    در طى دوره ابتدایى بیمارى‏ که 4-2 روز طول مى‏کشد ویروس در اشک، ترشحات گلو و بینى، ادرار و خون وجود دارد. بثورات ماکولوپاپولر مشخصه سرخک (راش‏هاى پوستى) تقریباً روز 14 یعنى همزمان با شناسایى آنتى‏بادیهاى موجود در سرم و بروز ویرمى و افت تب ظاهر مى‏شوند. این بثورات در نتیجه واکنش متقابل بین سلولهاى ت  ایمنى با سلول‏هاى آلوده به ویروس در عروق خونى ایجاد گشته و حدود یک هفته دوام دارند. (در بیماران دچار نقص ایمنى با واسطه سلولى هیچگونه بثوراتى ایجاد نمى‏شود) (5، 10).

    مشخصه پاتولوژیک عفونت سرخک که در سلول‏هاى رتیکولوآندوتلیال یا اپیتلیوم تنفسى یافت مى‏شود، سلول‏هاى غول‏پیکر چند هسته‏اى است (44).

    گرفتارى سیستم عصبى مرکزى در سرخک در 0.001 موارد و حدود دو هفته پس از شروع عفونت رخ

 

 

 

 

 

 

    شکل 1-5 :   مراحل بیمارى سرخک.

مى‏دهد و چون ویروس به ندرت از مغز به دست میآید پیشنهاد شده است که مکانیسم مسئول این عارضه یک واکنش خودایمنى مى‏باشد (5، 45، 52، 61) مشخصه این آنسفالومیلییت که پس از عفونت اولیه اتفاق مى‏افتد آماس اطراف سیاهرگى با دخالت سلول‏هاى تک هسته‏اى و دمیلینه شدن مى‏باشد که البته این علائم اختصاصى نبوده و در برخى از بیمارى‏هاى دیگر هم گزارش شده‏اند (28).

    عفونت سلول‏هاى مغز به واسطه نقصى که در چرخه تکثیر ویروس به وجود آمده و طى آن پروتئین ماتریکس (M) به مقدار کافى ساخته نشده است به وجود مى‏آید. مطالعات انجام شده بر روى افرادى که مبتلا به آنسفالومیلیت ناشى از سرخک حاد و پان انسفالیت اسکلروز دهنده تحت حاد (SSPe)  بوده‏اند نشان داده است که در سرم و مایع مغزى نخاعى این افراد تیتر بالاى پادتن بر علیه همه پروتئین‏هاى ویروس سرخک، به‏جز پروتئین M  وجود دارد (5، 10، 61). پان آنسفالیت اسکلروز دهنده تحت حاد، بیمارى نادر (0.0000001) در نوجوانان و جوانان بوده که با انحطاط میلین پیشرونده و تدریجى سیستم عصبى مرکزى همراه مى‏باشد، به کمک میکروسکوپ الکترونى، در سلولهاى مغز آلوده با ویروس، ساختمان‏هایى مشاهده مى‏شوند که مشابهت به ساختمان ویروس سرخک دارند و تیتر بالاى آنتى‏بادى ضدسرخک نیزعلامت دیگر این بیمارى مى‏باشد. فقدان پروتئین M خصوصیت SSPE  بوده که موجب دوام عفونت مى‏گردد اما طى این مدت هیچ گونه ویروس بالغ عفونى تولیدنمى‏شود. یکى از فرضیات آن است که این بیمارى، عفونت پایدار با پاسخ‏هاى سلولى ناقص را نشان مى‏دهد که در آن ویروس سرخک، سالها بطور پنهان باقى مى‏ماند و این امر ممکن است به علت اختلال ایمنولوژیکى در میزبان و تغییرى در ویروس باشد. بدین صورت که اطلاعات ژنتیکى ویروس در سلول میزبان باقى مانده اما بعضى از آنتى‏ژن‏ها از بین مى‏روند و تظاهر نمى‏یابند ویا ممکن است هر دو حالت نیز باهم رخ دهند.

    عفونت پایدار با ویروس سرخک را مى‏توان بطور تجربى در کشت سلولى به وجود آورد که در این حالت تعدادى از از آنتى‏ژههاى ویروسى بر سطح سلول میزبان تظاهر نمى‏کنند و در نتیجه این سلول‏ها، توسط لمفوسیت‏ها از بین نمى‏روند (5، 10، 13، 28، 36، 59). همچنین توانسته‏اند تغییراتى در قرائت ژن مولد پروتئین امتزاجى و کاهش تولید هماگلوتینین را نیز گزارش نمایند (30، 39). بنابراین تفاوت آنسفالومیلیت ناشى از سرخک حاد با SSPE  در آن است که در فرم اول یک واکنش خود ایمنى مسئول عوارض بیمارى است ولى در   SSPE  نقائص ژنتیکى ویروس منجر به یک عفونت پایدار مى‏گردد. این گونه ویروس‏ها به دلیل تغییرات آنتى‏ژنى از گزند دفاع سیستم ایمنى و به ویژه کمپلمان مصون مى‏مانند اما تکثیر ویروس به دلیل فقدان تولید یک یا بیشتر از فراورده‏هاى ژن ویروسى و اغلب پروتئین ماتریکس ناقص مى‏باشد و با وجود آنکه مقادیر زیادى از آنتى‏ژن‏هاى سرخک در گنجیدگى‏هاى درون سلول‏هاى مغز آلوده وجود دارد ولى هیچگونه ذره ویروسى بالغى دیده نمى‏شود، مکانیسمى که مسئول انتخاب این ویروس ناقص پاتوژنیک مى‏باشد و نیز محل پناه بردن ویروس در دوره قبل از بروز بیمارى و نحوه رسیدن آن به مغز نامشخص مى‏باشد (5، 22، 29، 39).

    مشاهده شده است که تجویز پادتن ضد هماگلوتینین در موش‏هاى رت موجب تبدیل فرم حاد ویروس سرخک به تحت حاد شده است و همانگونه که قبلاً بیان گردید در SSPE تیتر پادتن بسیار بالا مى‏باشد. همچنین در این مطالعه مشخص گردید که آلودگى با ویروس سرخک در موش‏هاى رت موجب ایجاد پاسخ سلول‏هاى T  نسبت به پروتئین پایه میلین‏س مى‏شود که این امر شاید راهگشاى دلیل ایجاد دمیلینه شدن در سیستم عصبى مرکزى در اثر این بیمارى باشد (28).

    کودکانى که توسط واکسن سرخک غیرفعال شده ایمن شوند و سپس در معرض ویروس سرخک طبیعى قرار گیرند، ممکن است سندرمى به نام سرخک آتیپیک را تجربه کنند. روش غیرفعال سازى در ساختن واکسن، ایمنى زایى پروتئین F  ویروس را تخریب مى‏نماید، اگرچه واکسن باعث پاسخ آنتى‏بادى خوبى نسبت به پروتئینH مى‏شود، در غیاب آنتى‏بادیى F، عفونت مى‏تواند شروع شده و به وسیله امتزاج ویروس پخش مى‏شود. چنین حالتى براى ایجاد واکنشهاى ایمنى بیماریزا که ممکن است منجر به سرخک آتیپیک شود مناسب خواهد بود. (واکسن ویروسى کشته شده سرخک دیگر به‏کار نمى‏رود) (39، 59).

    در مطالعات invitro دیده شده است که ویروس سرخک موجب کاهش تولید پروتئین در سلول‏هاى آئورت گاو و عضلات صاف جدار معده در 6-4 ساعت اول، یعنى همزمان با تکثیر ویروس شده است و در نتیجه مى‏توان این ویروس را به عنوان یکى از ریسک فاکتورهاى احتمالى تصلب شرائین‏  دانست. علت ایجاد این عارضه احتمالاً تغییر در نفوذپذیرى و ایجاد  پرولیفراسیون در عضلات صاف مى‏باشد (24).

    نکته آخر آنکه درسال‏هاى 87-1986 همزمانى عفونت سرخک و یا آنفلوانزا در اطفال تانزانیایى که مبتلا به مالاریا بوده‏اند (پلاسمودیوم فالسى پاروم) موجب کاهش معنى‏دار مالاریا شده است و علت این مسئله همچنان نامعلوم است (51).

 

    2 - بیمارى سگ‏هاى جوان‏

 

    چهره بالینى این بیمارى متغیر بوده و بستگى به حدت ویروس، شرایط محیطى، سن دام و شرایط سیستم ایمنى حیوان دارد (27). پس از آنکه حیوان از طریق دستگاه تنفس آلوده شد، ویروس طى 2 روز خود را به عقده‏هاى لمفاوى برونشیال و لوزه‏ها مى‏رساند و در سلول‏هاى تک هسته‏اى ناحیه مستقر مى‏شود. در خلال نخستین هفته و پیش از بروز علائم بیمارى، ویروس‏هاى چسبیده به سلول‏هاى خونى، خود را به مغز استخوان، طحال، تیموس عقده‏هاى لمفاوى ناحیه گردن و مدیاستن و نیز ماکروفاژهاى لایه لامیناپروپیا در معده و روده مى‏رساند، با آنکه در روز هشتم یا نهم تیتر پادتن به 0.01  مى‏رسد ولى در روز هفتم هیچ آنتى‏بادى یافت نمى‏شود در بعضى حیوانات عفونت در همین مرحله خاتمه مى‏یابد اما اگر در نهمین روز آنتى‏بادى یافت شود و یا تا 14 روز تیتر 0.01  ایجاد نگردد، ویروس به تمام بدن منتشر مى‏شود و در هر ناحیه عارضه خاصى که در بخش علائم شرح داده شد را ایجاد مى‏نماید (شکل 2-5).

    همانند بیمارى سرخک، گاهى عفونت به مغز سرایت مى‏کند و معمولاً این اتفاق موقعى به وقوع مى‏پیوندد که عفونت احشاء رو به زوال است. ابتدا ویروس در ماکروفاژهاى مننژ و سلول‏هاى تک هسته‏اى فضاى اطراف عروقى و سپس در سلولهاى اپاندیم، سلولهاى نوروگلیا و نرون‏ها یافت میشود.

 

 

 

 

 

 

 

    شکل 2-5 :   دیاگرام پاتوژنز بیمارى سگ‏هاى جوان (29)

 

    عفونت سیستم عصبى مرکزى موجب بروز علائم عصبى در این بیمارى مى‏شود و بسته به موضع آلوده علائم متفاوت است (27) که قبلاً شرح داده شد. بعضى از سگ‏ها از آنسفالیت پس از عفونت  که مشخصه آن دمیلینه شدن اعصاب است رنج مى‏برند که سرانجام این بیمارى مرگ دام مى‏باشد. ویروس دیستمپر بطور مستقیم و یا به واسطه واکنش‏هاى ایمنى موجب تخریب سلول‏هاى سازنده میلین و یا هضم میلین‏ مى‏شود (27). همانند پان آنسفالیت اسکلروز دهنده تحت حاد که به واسطه ویروس سرخک در ایجاد مى‏گردد، بیمارى مشابهى که در نتیجه رشد و انتشار بسیار کند ویروس سگ‏هاى جوان ایجاد مى‏شود به نام آنسفالیت سگ‏هاى پیر (ODE) معروف است. این بیمارى بسیار نادر، منجر به مرگ مبتلایان مى‏گردد. البته در نقاطى که واکسیناسیون برعلیه بیمارى سگ‏هاى جوان رایج است، میزان ابتلا به دیستمپر بسیار کاهش یافته و در نتیجه این فرم بیمارى نیز کمتر دیده مى‏شود.

    به دلیل نقصان موقت ایمنى بدن (همانند بیمارى سرخک) پس از ابتلا به دیستمپر، ابتلاء به عفونت‏هاى ثانویه میکروبى (به ویژه بردتلا برونشى سپتیکامس) شایع است ولى این میکروب‏ها بر عوارض عصبى بیمارى تأثیرى ندارند.

    توله‏ها مى‏توانند بیمارى را از طریق جفت نیز کسب نمایند و بسته به مرحله بارداریى، سقط ناقص‏الخلقه زایى و زایمان پیش از موعد نیز قابل توجه مى‏باشد و چنانچه توله‏آلوده‏اى زنده بماند، معمولاً دچار نقائص پایدار سیستم ایمنى مى‏شود (27).

    بطورکلى سگ‏هایى که بر بیمارى دیستمپر غلبه کرده و زنده بمانند واجد ایمنى دراز مدت مى‏شوند. حداکثر میزان آنتى‏بادى 4-2 هفته پس از عفونت به وجود مى‏آید و این تیتر تا حدود دو سال ثابت مى‏ماند (29).

    در مطالعه‏اى که در شرایطin vitro رخ  بر روى تأثیر ویروس بیمارى سگ‏هاى جوان بر فعالیت ماکروفاژها صورت گرفته مشخص گردیده که اولاً سلولهاى آلوده قادر به انجام بیشتر اعمال طبیعى خود نیستند و ثانیاً آلودگى با این ویروس موجب افزایش فعالیت PCA در ماکروفاژها مى‏گردد.

 این مطلب مى‏تواند از طرفى توجیه کننده نقصان ایمنى در دیستمپر و واکنش‏هاى ایمنوپاتولوژیک از طرف دیگر باشد (21).

 

    3 - بیمارى دیستمپر فک‏ها

 

    از منشأ واقعى بیمارى اطلاع دقیقى در دست نیست ولى عامل بیماریزا موربیلى ویروسى است که شباهت زیادى به عامل بیماى سگ‏هاى جوان دارد. پس از ورود ویروس به بدن، ویروس در غدد لمفاوى ناحیه شروع به تکثیر نموده و از طریق لمفوسیت‏هاى آلوده به سایر نقاط بدن مانند طحال، غدد لمفاوى ناحیه برونشیال، نرون‏ها و سلول‏هاى نوروگلى، ریه و دستگاه ادرارى تناسلى منتشر مى‏شود (26، 41، 42).

    همانند بیمارى سگ‏هاى جوان مشخصه عفونت مغز مننگوآنسفالیت ناشى از دمیلینه شدن  مى‏باشد، به وسیله تکنیک immununocytochemistry وجود آنتى‏ژن‏هاى ویروسى در سلول‏هاى مننژ و اپاندیم مشخص شده است و بیشترین مقدار دمیلینه شدن در ناحیه زیر اپاندیم‏ و subpial بوده است. این یافته‏ها دلالت بر یک مکانیسم تهاجم مستقیم ویروس از طریق مایع مغزى نخاعى دارد. در ضمن، از آنجا که مقدار آنتى‏ژنهاى ویروسى در ماده سفید کم بوده است این نظریه که «ماده سفید انتشار ویروس را کند مى‏کند» مطرح مى‏شود (41).

 

    4 - طاعون گاوى‏

 

    انتقال بیمارى از کشورى به کشور دیگر بطور عمده به واسطه داد و ستد دام زنده صورت مى‏گیرد و اشیاء بیجان به دلیل دوام کوتاه مدت ویروس در آن‏ها کمترین نقش را در این زمینه دارند (18، 33).

    دام‏ها در همه سنین مى‏توانند حساس باشند و ارائه بیمارى به یک محیطى که بیمارى در آنجا بومى نیست همه گیرى و تلفات بسیار بالایى ایجاد مى‏نماید اما دام‏هایى که زنده بمانند ایمنى درازمدتى را به همراه دارند و ا ین ایمنى را مى‏توانند به نوزادان خود انتقال دهند (4، 18، 33).

    پس از آنکه عامل بیماریزا از طریق تنفس وارد بدن شد ویروس شروع به تکثیر مى‏کند و پس از 24 ساعت در لوزه‏ها و عقده‏هاى لمفاوى ناحیه فک و حلق قابل شناسایى مى‏باشد. 3-2 روز پس ا ز آغاز عفونت ویرمى ایجاد مى‏شود و 3-1 روز بعد تب بروز خواهد کرد. پس از ایجاد عفونت سیستمیک ویروس را  مى‏توان در غدد لمفاوى، طحال، مغز استخوان، مخاط قسمت‏هاى فوقانى دستگاه تنفس، ریه‏ها و لوله گوارش تشخیص داد. سپس در اثر تکثیر ویروس در مخاط بینى، نکروز، اروزیون و اکسوداى فیبرینى ایجاد مى‏شود (29). در این بیمارى تعداد زیادى از لمفوسیت‏ها در بافتها خراب مى‏شوند و گرچه این موضوع تأثیر چندانى در نشانیها و آثار ظاهرى در کالبدگشایى ندارد، ولى موجب کم شدن گلبولهاى سفید مى‏شود.

    ویروس کاملاً به گلبولهاى سفید (لمفوسیت‏هاى B  و T ) چسبیده و فقط تعداد کمى از آنها در پلاسما وجود دارد که مى‏توان آنها را از پالا عبور داد. تورم نکروتیک دهان و روده که از مشخصات این بیماریست نتیجه مستقیم عفونت ویروسى مى‏باشد. (1، 18، 36) حاصل تخریب سلول‏هاى پوششى دستگاه گوارش و ضایعات مخاطى آن اسهال، اسهال خونى، عدم تمایل دام به غذا و اشکال در بلع مى‏باشد. با توجه به اپیتلیوتروپ بودن ویروس، ضایعات جلدى بیمارى (در صورت بروز) عجیب نمى‏تواند باشد، ویروس به ویژه در طول دوره تب به وسیله ترشحات (بینى، چشم و بزاق) ، مدفوع و ادرا بدن را ترک مى‏کند و لذا انتقال و انتشار بیمارى در این دوره از اهمیت خاصى برخوردار است. از بین راههاى دفعى فوق‏الاشاره، راه بینى حتى قبل از صعود درجه حرارت از اهمیت برخوردار بوده و بیشترین غلظت ویروسى را دارد. غلظت ویروس در ترشحات چشم و دهان نسبت به مدفوع و ادرار بیشتر است (4).

 

    5 - طاعون نشخوار کنندگان کوچک‏

 

    عامل بیمارى شباهت زیادى با عامل طاعون گاوى دارد ولى تلقیح تجربى آن به گاو و خوک موجب بروز بیمارى نشده است. پاتوژنز این بیمارى در بز و گوسفند مشابه طاعون گاوى است و تفاوت آنها در حدت بیشتر بیمارى در مراحل اولیه و به ویژه در بز مى‏باشد که موجب کوتاه شدن دوره بیمارى مى‏گردد. دوره کمون 6-5 روز طول مى‏کشد و بیمارى به شکل فوق حاد، حاد یا مزمن بروز مى‏نماید. انتشار ویروس مشابه طاعون گاوى است ولى عقیده بر آن است که حیوانات وحشى در این زمینه نقشى ندارند (29، 40).

 

 

 

 

 

 فصل ششم‏

 

 تشخیص

 

    1 - سرخک‏

    2 - بیمارى سگ‏هاى جوان‏

    3 - طاعون گاوى‏

    1 - سرخک‏

 

    در تشخیص سرخک تیپیک علائم بالینى معیار قابل اعتمادى مى‏باشد. تشخیص آزمایشگاهى ممکن است در موارد سرخک آتیپیک یا سرخک تعدیل شده لازم شود.

 روش‏هاى آزمایشگاهى عبارتند از:

 

    الف - جداسازى و تعیین هویت ویروس:   سواپ‏هاى نازوفارنژیال و نمونه‏هاى خون که 3-2 روز قبل از بروز علائم  تا یک روز بعد از ظهور بثورات (اساساً طورى دوره تب‏دار سرخک) گرفته شوند منابع مناسبى جهت جداسازى ویروس مى‏باشند و پس از کشت ویروس (ترجیحاً روى سلول‏هاى کلیه انسان یا  میمون یا سلول‏هاى آمنیون انسان) به وسیله همادسورپشن یا ایمنوفلورسانس وجود آنتى‏ژن‏هاى سرخک تأئید مى‏شود.

 

    ب - روش‏هاى سرولوژیک:   این روش‏ها که سرعت و کارآرایى بیشترى دارند به روش قبلى ترجیح داشته و آزمایش HI  مناسب‏تر از CF  و NT مى‏باشد. تأئید سرولوژیک عفونت سرخک براساس افزایشس 4 برابر در تیتر آنتى‏بادى سرمى در فاصله مرحله حاد تا مرحله نقاهت یا بر پایه IgM  اختصاصى سرخک است.

    در تشخیص تفریقى باید این بیمارى را از سرخجه تفریق داد (5).

 

    2 - بیمارى سگ‏هاى جوان‏

 

    تشخیص این بیمارى از روى علائم مطمئن نیست و مثلاً بیمارى‏هاى خخ‏س‏رح ذحررحب ، یا عفونت با آدنوویروس، پارو ویروس، لپتوسپیروز، توکسوپلاسموز و هارى علائم نسبتاً مشابهى با این بیمارى ایجاد مى‏کنند. مهم‏ترین روش عملى جهت تشخیص این بیمارى روش ایمنوهیستولوژى مى‏باشد. همچنین مى‏توان از علائم کالبدگشایى، هیستوپاتولوژى (گنجیدگى داخل سیتوپلاسم و هسته و سلول‏هاى غول پیکر چند هسته‏اى) افتالموسکپى، علائم عصبى، سابقه واکسیناسیون و سن سگ کمک گرفت (27، 29).

 

    3 - طاعون گاوى‏

 

    وقتى تعدادى از حیوانات دچار بیمارى تب‏دار، کشنده و فوق‏العاه واگیرى شده‏اند که با سائیدگى و تورم مخاطات دستگاه گوارش همراه وبا اسهال توأم است باید به طاعون گاوى مظنون شد.

    ریزش بزاق، ترشح بینى و ریزش اشک نیز در این بیمارى مشخص است. نظر به سرعت انتشار بیمارى و دفع مقدار زیادى ویروس توسط دام‏هاى مبتلا تشخیص تفریقى و سریع بیمارى ضروریست.

    اگر واگیرى کم باشد و با واکسیناسیون ناقص انجام شده باشد، ممکن است با بیمارى‏هاى دیگرمثل بیمارى مخاطى (BVD/MD) ، تب نزله‏اى بدخیم (MCF)  و تورم بینى و ناى عفونى گاوان (IBR)، تورم دهان وزیکولر، تب برفکى (FMD)  و بیمارى زبان آبى و آبله در گوسفند و بز، فرم تنفسى گوارشى پاستورلوز، بیمارى ریکتزیایى جمبرانائش و گاهى با مسمومیت‏ها اشتباه مى‏شود  (1، 4، 29، 36). البته در مواردى که مشکوک هستیم نیز لازم است که در درجه اول به این بیمارى فکر کرده و نمونه‏هاى لازم را به آزمایشگاه بفرستیم. در مناطق غیربومى تشخیص اولین بیمار از اهمیت خاصى برخوردار است و تشخیص قطعى با کمک یافته‏هاى آزمایشگاهى انجام مى‏شود.

    جهت جداسازى ویروس در آزمایشگاه از سلول‏هاى کلیه گاو استفاده شده و براى تشخیص سرولوژى از آزمایش خنثى سازى و ELISA  استفاده مى‏شود (29). اما نکته قابل توجه آنکه باید نمونه بردارى از دام مبتلا در دوره تب و به ویژه 5 روز اول به عمل آید و نمونه بردارى بعد از بروز اسهال و مدتى بعد از مرگ دام ارزشمند نخواهد بود. در نمونه بردارى مى‏توان از غدد لمفاوى، طحال و مخاطات دستگاه گوارش به خوبى بهره جست و نمونه باید در مجاورت یخ (مقاومت ویروس در سرما نسبتاً بالاست) به آزمایشگاه فرستاده شود. جستجوى آنتى‏بادى‏هاى انحراف عناصر مکمل به دلیل تأخیر در پیدایش آنها (بعد از روز چهارم بیمارى) جهت تشخیص سریع مفید نمى‏باشد (4). استفاده از آزمایش‏هاى هیستوپاتولوژى و مشاهده ضایعات بیمارى در بافت‏ها (شامل نکروز، سنسیشیوم و گنجیدگى‏هاى داخل سیتوپلاسم و هسته‏اى) نیز در تشخیص بیمارى کمک مناسبى مى‏کند (36).

 

 

 

 

 

فصل هفتم‏

 

 پیشگیرى، کنترل و درمان

 

    1 - سرخک‏

    2 - بیمارى سگ‏هاى جوان‏

    3 - بیمارى دیسمپر فک‏ها

    3 - طاعون گاوى‏

    4 - طاعون نشخوارکنندگان کوچک‏

    1 - سرخک‏

 

    یک واکسن زنده ویروسى ضعیف شده که شدیداً مؤثر و بى‏خطر است در دسترس قرار دارد. این واکسن بیش از 95% مؤثر است. عدم ریشه‏کنى بیمارى سرخک به خاطر واکسینه نشدن برخى از کودکان و در مواردى عدم موفقیت واکسن مى‏باشد. در عدم موفقیت واکسن ممکن است غیرفعال شدن واکسن یا تجویز واکسن به شیرخواران واجد باقیمانده آنتى‏بادى مادرى سهیم باشد (5). آنتى‏بادى‏هاى ضدسرخک از جفت عبور کرده و نوزاد را در اولین 6 ماه تا ده ماهگى محافظت مى‏کنند. واکسیناسیون با ویروس زنده در طى این دوره با موفقیت همراه نبوده و واکسیناسیون سرخک باید تا 15 ماهگى به تأخیر افتد (10). پس از شیوع سرخک در آمریکا توصیه‏هاى جدیدى مطرح شده است: 1 - هر کودک باید در دو دوز از واکسن سرخک دریافت کند، اولى در 15 ماهگى و دومى درست پیش از ورود به مدرسه و هر دو دوز ترجیحاً باید به صورت واکسن ترکیبى سرخک - اوریون - سرخجه (MMR) داده شود. 2 - در مناطق پرخطر کودکان باید در دوازده ماهگى واکسینه شوند. 3 0 در کالج‏ها هر دانشجوى ورودى در دو دوز و با فاصله یکماه واکسینه شوند (5). در کشورهاى در حال توسعه به علت وخامت بیمارى، واکسن اغلب در دو نوبت، دوز اول در هشت تا نه ماهگى و دوز بعدى یکسال بعد تجویز مى‏گردد. در هنگام شیوع سرخک، واکسن باید در سن 6 ماهگى و بار دوم یکسال بعد تجویز شود. در شرایطى که خطر آلودگى بالاست تجویز واکسن نوزادان در بیمارستان باید ا نجام گیرد. اخیراً یک شکل اسپرى از واکسن سرخک براى واکسیناسیون در ماه‏هاى اول زندگى ارائه شده است. این واکسن به ویژه در ایجاد ایمنى کودکان در کشورهاى در حال توسعه که سرخک قبل از 9 ماهگى شایع است و نیز در مناطقى که میزان مرگ به علت بیمارى سرخک بالاست مفید مى‏باشد. بیمارى سرخک با تجویز آنتى‏بادى در اوائل دوره کمون بیمارى جلوگیرى شده و یا علائم بیمارى کاهش مى‏یابد. این بیمارى با دوز کم گاماگلوبولین انسانى (ایمنوگلوبولین USP ) تخفیف یافته و در ضمن ا یمنى نیز بوجود مى‏آید. بروز بیمارى را مى‏توان با دوزهاى بالاى ایمنوگلوبولین جلوگیرى کرده اما فرد همچنان به عفونت در مراحل بعدى زندگى حساس باقى مى‏ماند. آنتى‏بادى‏هایى که از 6 روز بعد از آلودگى تجویز مى‏شوند، احتمالاً در سیر بیمارى مؤثر نخواهند بود. از تجویز واکسن ویروس کشته و یا تجویز توأم واکسن سرخک با واکسن زنده ضعیف شده پولیو و آبله باید خوددارى کرد و حداقل باید یک ماه بین تجویز آنها فاصله باشد (10). درمان اختصاصى وجود ندارد ولى مصرف ویتامین A و درمان‏هاى علامتى و ضدمیکروبى توصیه شده است (31، 30، 39، 52، 59) براساس پاتوژنز و مکانیسم عمل این ویروس تلاش‏هاى زیادى جهت ساخت داروهاى ضد ویروسى شده و نتایج امیدوار کننده‏اى هم به دست آمده است که نیازمند تحقیقات بیشتر مى‏باشد (54، 56).

 

    2 - بیمارى سگ‏هاى جوان‏

 

    واکسن زنده تخفیف حدت یافته این بیمارى (از نوع MLV ) در دسترس مى‏باشد. به دلیل دوام ایمنى مادرى (در 50% تا 6 هفتگى و در 5% تا 13 هفتگى) لازم است که واکسیناسیون در چند نوبت تکرار شود (27، 29). یکى از روش‏هاى توصیه شده آن است که نخستین واکسن در 8 هفتگى و دومین بار در 16-12 هفتگى انجام شود سپس سالانه یک واکسن یادآور تکرار مى‏شود. 6 روز پس از واکسیناسیون (در صورت عدم دخالت آنتى‏بادى‏هاى مادرى) پادتن ظاهر شده و طى 5-3 هفته به حداکثر مى‏رسد (29). گاهى واکسن سرخک بطور منفرد یا همراه با واکسن سگ‏هاى جوان در توله‏هاى 10-4 هفته بکار مى‏رود (7).

    به دلیل حساسیت طیف وسیعى از وحوش به این بیمارى و ناشناخته بودن مخازن طبیعى این بیمارى بهترین روش مقابله با آن واکسیناسیون مى‏باشد و عملاً کنترلهاى قرنطینه‏اى در این زمینه فایده چندانى ندارد. (29، 41، 43، 48).

    جهت مداواى مبتلایان سرم هیپرایمیون و یاIgG  در اوائل دوره عفونت و پیش از بروز علائم مفید مى‏باشد. در دام‏هایى که علائم بیمارى رانشان مى‏دهند مصرف آنتى‏بیوتیک بطریق عمومى جهت پیشگیرى یا کاهش عوارض عفونت‏هاى ثانویه، تأمین آب و الکترولیت از دست رفته، داروهاى ضدتب و داروهاى اشتهاآور مفید مى‏باشد. مصرف ویتامینC، دى‏اتیل اتر، و ویتامین B نیز توصیه شده است. در مبتلایان‏به‏عوارض‏عصبى‏دگزامتازون توصیه‏مى‏گردد (27،29). براساس تجربیاتى که در مورد سرخک به دست آمده ممکن است ویتامین ا  نیز مفید باشد (31، 39).

    بطورکلى پیش‏بینى بیمارى در موارد حاد بیمارى و نیرو وقتى علائم عصبى بروز کرده باشد محتاطانه مى‏باشد اما کنترل عفونت‏هاى ثانویه و درمان‏هاى علامتى شانس بهبودى را افزایش مى‏دهد (27).

 

    3 - بیمارى دیستمپر فک‏ها

 

    از آنجا که این بیمارى پستانداران آبزى را مبتلا مى‏سازد و از طرف دیگر منشأ مشخصى ندارد، مشکلات بیشترى در مورد کنترل و پیشگیرى از آن وجود دارد. آزمایشات مؤثر بودن واکسیناسیون با واکسن CDV برعلیه این بیمارى را نشان داده است و شاید در آینده جهت مبارزه با بیمارى از این روش استفاده گردد (48).

 

    4 - طاعون گاوى‏

 

    ریشه‏کنى طاعون گاوى نسبتاً آسان است. براى کنترل همه‏گیرى‏هاى بیمارى در کشورهاى غیربومى بسته به توانایى مالى، تعداد کافى دامپزشک، امکانات نظامى - انتظامى جهت برقرارى جدى قرنطینه و وجود قدرت قانون و نیز آگاهى دامداران به یکى از دو روش زیر مى‏توان اقدام کرد:

    1- معدوم کردن تمام زوج سمان کانونهاى آلوده و دفن آنها در خود مزرعه و ممانعت از نقل و انتقال محصولات دامى یا علوفه آنها.

    2 - کشتار یا معدوم کردن گاو و گاومیش مبتلا و یا در تماس با مبتلایان و واکسیناسیون گاو و گاومیش در سراسر مملکت به اضافه برقرارى قرنطینه در رابطه با نقل و انتقال زوج سمان تا پایان واکسیناسیون (همچنین در جلوگیرى از نقل و انتقال علوفه و فراورده‏هاى تازه دامى و نیز ضدعفونى جایگاه‏هاى آلوده نباید غافل بود).

    در ایران معمولاً روش دوم اجرا شده است. قرنطینه و ایجاد دامهاى ایمن (حداقل در مجاورت نقاط هم‏مرز با کانونهاى آلوده) بطور مؤثرى از نفوذ بیمارى به کشورهاى عارى از بیمارى مفید ا ست. وقتى احتمال واگیرى این بیمارى موجود است و یا در یک واگیرى شدید، که خطر نفوذ آن به مناطق دیگر دربین است باید کلیه نشخوارکنندگان و خوک‏هایى که در منطقه خطر قرار گرفته‏اند به وسیله واکسن تخفیف حدت یافته مایه کوبى شوند. در مناطقى که بیمارى در آن بومى است، پیشگیرى منوط به اجراى یک برنامه مؤثر واکسیناسیون است و مایه کوبى متناوب تمام حیوانات حساس به ویژه گاوهاى یکساله معمولاً عملى مى‏گردد. در این مناطق ریشه‏کنى بیمارى منوط به از بین رفتن (یا ایمن شدن) نشخوارکنندگان وحشى است که عملاً بسیار مشکل یا ناممکن است. واکسن دلخواه واکسنى است که بتوان آنرا با درجات مختلف تخفیف حدت تهیه نمود تا واکسیناسیون دام‏هایى که داراى حساسیت متفاوتى مى‏باشند بطور مؤثر و بدون مخاطره امکان‏پذیر باشد. یکى از مشکلاتى که بر سر راه واکسیناسیون وجود دارد برانگیخته شدن عفونت‏هاى پنهانى مى‏باشد بویژه وقتى واکسن‏هاى مصرفى مقدار کمى تخفیف حدت  یافته باشند. در این زمینه عفونت‏هاى تک یاخته‏اى، باکتریایى و ویروسى اهمیت دارند. مسئله دیگر ایمنى مادرى در گوساله‏ها مى‏باشد که 8-4 ماه دوام دارد. از آنجا که خاصیت پادگنى سویه‏هاى مختلف یکسان است، واکسنى که برضد یک سویه ساخته مى‏شود در برابر کلیه سویه‏ها ایجاد ایمنى مى‏کند (1).

    واکسن‏هاى موجود از سویه عادت کرده به خرگوش که در نسج کلیه گوساله کشت مى‏دهند تهیه مى‏شود. این واکسن در عین ارزانى، ایمینیت طولانى ایجاد مى‏کند. البته به دلیل زنده بودن واکسن و حساسیت آن به عوامل فیزیکى حمل و نقل آن تا حدى مشکل بوده و لازم است زنجیره سرما در مورد آن رعایت گردد (29). برنامه عملى پیش‏نهادى در رابطه با دام‏هاى جوان آنست که یکبار در سن 6 ماهگى و یک بار دیگر در سن یکسالگى مورد تلقیح واکسن قرار گیرند. دوز واکسن تخفیف حدت بافته براى همه گاوها و گاومیش‏ها در هر سنى که باشند یک میلى‏لیتر است که به طریق زیر جلدى تزریق مى‏گردد (4). 17-7 روز پس از واکسیناسیون مى‏توان آنتى‏بادى‏هاى ضدویروسى را جستجو کرد که تقریباً تا پایان عمر آنتى‏بادى‏هاى خنثى کننده باقى مى‏مانند (29). اما لازم است که در مواقع همه‏گیرى (به هر دلیل اتفاق بیفتد).

    تمام گاوها و گاومیش‏هایى که دو سال از واکسیناسیون آنها مى‏گذرد مجدداً مورد تلقیح قرار گیرند. در چنین شرایطى در مورد گوساله و گوساله گاومیش ضرورت دارد که این دسته از دامها حتى در یک روزگى واکسینه شوند (4).

    در پایاین یادآور مى‏گردد که در کشورهایى که طاعون گاوى در آنها بومى نیست (مانند ایران) درمان مبتلایان ممنوع بوده و این دامها و دامهایى که در تماس با آنها بوده‏اند معدوم مى‏گردند.

 

    5 - طاعون نشخوارکنندگان کوچک‏

 

    در مورد انتشار این بیمارى حیوانات وحشى را دخیل نمى‏دانند. کنترل این بیمارى نیز به وسیله واکسیناسیون عملى مى‏گردد. هر چند که پادگن‏هاى ویروس این بیمارى با ویروس عامل طاعون گاوى تفاوت‏هایى دارد. اما واکسن طاعون گاوى مى‏تواند گوسفند و بز را در برابر طاعون نشخوار کنندگان کوچک به مدت 12 ماه حفظ کند (18، 29).

 

 

 

 


 

فصل هشتم‏

 

 نتیجه و بحث‏

 

 

    جهت تشخیص، درمان پیشگیرى و کنترل بیمارى‏هاى ایجاد شده به وسیله موربیلى ویروس‏ها، درک سیر بیماریزایى یا پاتوژنز ضرورى مى‏باشد. عمده‏ترین راه ورود ویروس به بدن مخاط دستگاه تنفس مى‏باشد. پس از اتصال اولیه ویروس به سلول‏هاى میزبان که با دخالت پروتئینH  انجام مى‏شود، لازم است که یک اتصال محکم بین ویروس و سلول انجام گیرد. طبق مطالعات انجام شده در آزمایشگاه، مشخص شده که با تأثیر پروتئازهاى خارج سلولى، پروتئین F به شکل فعال تبدیل شده و ضمن میسر ساختن ورود ویروس به سلول، در امتزاج سلول‏هاى آلوده نیز نقش مهمى را به عهده دارد. به همین دلیل واکسن‏هاى ساخته شده برعلیه موربیلى ویروس‏ها لازم است که توانایى تحریک تولید آنتى‏بادیهاى ضد این پروتئین را داشته باشند (علت عدم موفقیت واکسن‏هاى غیرفعال شده).

    دلیل وجود میزبان اختصاصى و درگیر شدن عده خاصى از سلول‏هاى میزبان حساس را غیر از وجود رسپتورهاى اختصاصى براى ویروس، وجود پروتئازهاى خارج سلولى مى‏دانند و تنها سلول‏هایى که واجد آنها باشند نسبت به این ویروس‏ها حساسیت دارند. پس از مراحل فوق ویروس خود را به غدد لمفاوى ناحیه سر و لوزه رسانده و شروع به تکثیر مى‏نماید و در صورتى‏که سیستم ایمنى نتواند در این مرحله ویروس را مهار نماید ویرمى رخ داده و ویروس در بدن منتشر مى‏گردد. بطورکلى موربیلى ویروس‏ها به بافت‏هاى لمفاوى و اپیتلیال تمایل دارند و رشد آنها در این اعضا منجر به بروز عوارض بیمارى در آنها مى‏شود.

    امتزاج سلولى به ویروس در حال ریپلیکاسیون اجازه مى‏دهد که از سلولى به سلول بعدى پخش شده و از پادتن‏هاى موجود در گردش خون مصون بماند. در موارد بسیار نادر ویروس سرخک و بیمارى سگ‏هاى جوان مى‏تواند به دور از سیستم دفاعى میزبان در بدن باقى مانده و سال‏ها پس از بیمارى اولیه خود را به مغز رسانده و موجب بروز بیمارى‏هاى کشنده SSPE  و ODE  شود. ظاهراً نقائص ژنتیکى ویروس موجب تکثیر ویروس‏هاى ناقصى که فاقد بعضى پروتئین‏ها و به ویژه پروتئین ب  هستند مى‏شود و این نقص ویروس را در مقابل پادتن‏هاى میزبان (که در این حالت به مقدار فراوان وجود دارند) محافظت مى‏نماید.

    موربیلى ویروس‏ها در سیستم ایمنى موجب کاهش تعداد و عملکرد لمفوسیت‏ها مى‏گردد و بدین ترتیب نقص ایمنى اکتسابى بوجود مى‏آید که نتیجه آن رشد عفونت‏هاى ثانویه و وخیم‏تر شدن حال بیمار مى‏باشد. (نقش درمان‏هاى ضدمیکروبى). تأثیر ویروس بر بافت‏هاى اپیتلیال، پرخونى، اروزیون و نکروز را به دنبال داشته و عقیده برآن است که رشد ویروس در این سلول‏ها موجب این حالت مى‏گردد. به دلیل عیار بالاى پادتن در مورد عوارض آنسفالیت ناشى از سرخک و دیستمپر فرضیه تأثیر بیماریزاى سیستم ایمنى بیان گردیده و لذا براى درمان آن دارویى چون دگزامتازون توصیه شده است. مطالعات انجام شده نشان داده است سوءتغذیه و به ویژه کمبود پروتئین‏ها و ویتامین‏هایى مثل A و B موجب افزایش عوارض و تلفات بیمارى مى‏گردد. ظاهراً کمبود ویتامین A  در کودکان دچار سوءتغذیه به واسطه سرخک تشدید مى‏گردد و این امر با بروز عوارض تنفسى، چشمى و گوارشى در رابطه مى‏باشد.

    از مشخصات میکروسکوپیک موربیلى ویروس‏ها وجود سلول‏هاى غول‏پیکر چند هسته‏اى، نکروز و دژنرسانس بافت‏هاى لمفاوى و پوششى و وجود گنجیدگى‏هاى داخل سیتوپلاسمى و داخل هسته‏اى اسیدوفیل مى‏باشد.

    از آنجا که موربیلى ویروس‏ها در محیط خارج از بدن بسیار حساس مى‏باشند جهت بقاء خود نیازمند وجود جمعیت حساس هستند و توجه به این مطلب در کنترل بیمارى بسیار مهم است. انتقال این ویروس‏ها از طریق ترشحات تنفسى، بزاق، اشک، ادرار  مدفوع در مراحل اولیه بیمارى انجام مى‏شود و به تدریج از میزان عفونت‏زایى کاسته مى‏گردد. مبتلایانى که زنده بمانند غالباً تا پایان عمر نسبت به این ویروس‏ها مقاوم بوده و ایمنى حاصل از طریق جفت یا آغوز به نوزاد منتقل خواهد شد. واکسیناسیون با واکسن تخفیف حدت یافته در کنار مدیریت صحیح تا حد بسیار زیادى از وقوع این بیمارى‏ها جلوگیرى مى‏نماید.

 

 

    خلاصه فارسى‏

 

 

    بیماریهاى حاصل از موربیلى ویروس‏ها عبارتند از سرخک، بیمارى سگ‏هاى جوان، طاعون گاوى، طاعون نشخوارکنندگان کوچک و دیستمپر فک‏ها، تشابه خصوصیات آنتى‏ژنى و ایجاد بیماریهاى خطرناک و همه‏گیر از ویژگیهاى این ویروس‏ها مى‏باشد. پروتئین‏هاى سطحىHً  وFدو پروتئین مهم ویروس مى‏باشند و پادتنهاى خنثى کننده بطور عمده برعلیه آنها سنتز مى‏گردد. پس از راهیابى ویروس به دستگاه تنفس، ویروس به سلول‏هاى حساس متصل شده و طى 3-1 روز خود را به لوزه‏ها و غدد لمفاوى ناحیه حلق مى‏رساند 3-2 روز پس از آغاز عفونت ویرمى باعث انتشار ویروس در بدن شده و 3-1 روز بعد علائم اولیه بیمارى ظاهر گشته و تب ایجاد مى‏گردد. در این هنگام ویروس در غدد لمفاوى، طحال، مغز استخوان، نواحى فوقانى دستگاه تنفس و دستگاه گوارش قابل شناسایى است. تکثیر ویروس در غدد لمفاوى، پلى‏کاریوسیتوز و سن سیشیوم را درپى دارد.

    بیمارى مشابه با پان آسنفالیت اسکلروز دهنده تحت حاد ناشى از سرخک در انسان، به وسیله ویروس دیستمپر در سگ‏هاى مسن ایجاد مى‏گردد.

    پادتن‏ها 14-6 روز پس از آغاز عفونت پدیدار شده و طى 4-2 هفته به حداکثر مقدار خود مى‏رسند. چنانچه بیمار زنده بماند غالباً تا پایان عمر نسبت به عفونت مجدد مقاوم مى‏گردد.

    انتشار ویروس به افراد حساس از طریق ریز قطره‏هاى تنفسى، اشک، بزاق، ادرار و مدفوع صورت مى‏گیرد. واکسیناسیون (و قرنطینه در مورد طاعون نشخوارکنندگان) در پیشگیرى و کنترل بیمارى نقش مهمى را به عهده دارد. در صورت وجود ایمنى مادرى واکسیناسیون تا چند ماه به تأخیر مى‏افتد.

    براى این بیماریها درمان اختصاصى وجود نداشته و به وسیله درمانهاى علامتى مى‏توان شانس بهبودى را افزایش داد. در ایران بیمارى طاعون بومى نبوده و در صورت برخورد با آن ضمن اعلام بیمارى، لازم است که دام مبتلا و دامهایى که در تماس با آن بوده‏اند معدوم شوند.

 

 

والسلام‏

شنبه هفتم آبانماه 1373

 

 

 

 

 

 

    منابع‏

 

 1 -   بلاد، هندرسون و رادوستیس، ترجمه دکتر احمد شیمى (1372)، دامپزشکى - ج 4، انتشارات جهاد دانشگاهى تهران، ص 148-136

 2 -   تاجبخش، دکتر حسن (1370) ایمنى‏شناسى بنیادى. انتشارات دانشگاه تهران، ص 15 ، 17، 18، 447-438

 3 -   تامسون، ر.ژ. ، ترجمه دکتر احمد عریان (1365) آسیب‏شناسى عمومى دامپزشکى. انتشارات واحد فوق برنامه بخش فرهنگى دفتر مرکزى جهاد دانشگاهى. ص 12، 14، 496-488

 4 -   تقى‏پور بازرگانى، دکتر تقى (1365) پلى‏کپى بیماریهاى ویروسى دامهاى بزرگ، دانشکده دامپزشکى دانشگاه تهران. ص 9-1

 5 -   جاوتز، ترجمه دکتر رضا آقاجانى، دکتر مسعود دارا، دکتر سعید آل‏هاشم، دکتر امین امینى (1372) میکروبیولوژى جاوتز - جلد 2، انتشارات آینده‏سازان. ص 224، 232، 544-509

 6 -   رویت، دکتر کیوان، ترجمه دکتر بهنام ملک گودرزى و دکتر شهرام یزدانى (1372) ایمنولوژى. انتشارات معاونت پژوهشى وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى.

 7 -   فروتن مبارکه، سعید (1372) بررسى آنتریتها در سگ، پایان‏نامه شماره 2183، دانشکده دامپزشکى دانشگاه تهران. ص 30-1

 8 -   فرید حسینى، دکتر رضا (1369) ایمونولوژى، انتشارات آستان قدس رضوى. ص 440-432

 9 -   کیوانفر، دکتر هادى (1363) پلى‏کپى ویروس‏شناسى عمومى، دانشکده دامپزشکى دانشگاه تهران. ص 61-79 ، 153-100

 10 -   نوروزى، دکتر جمیله (1369) ویروس‏شناسى پزشکى. انتشارات بشرى، تهران. ص 75-55، 277، 327-307

11.Appel M ,Reggiardo C ,Summers BA ,Kelling SP,Mare CJ ,Noon TH ,Reed RE &  

   Orevell C,(1991) Canine distemper virus infction and encephalitis in jav- 

    elinas.Arch Virol. 119:147-52                                            

12.Attibele N,Wyde PR,Trial J , Smole SC,Smith CW & Rossen ED,(1993)Measles  

   virus infction changes in  leukocyte function antigen 1  expression  and  

   leukocyte aggregation: possible role in measles virus pathogenesis. J of  

    Virol. Feb.1075-9                                                        

13.Ayata M,Hirano A & Wong T,(1991)Altered translation of the  matrix genes  

   in niigata and  yamagata neurovirulent  measles virus strain. Virol. Jan. 

   166-4                                                                     

14.Barrett T,Blixenkrone M,Domingo M,Harder T,Have P,Liess B,Orvell C,Plana  

   Osterhaus A &Svansson (1992)Round tabel on morbilliviruses in marine ma-  

   mmals.Vet Micro.33:287-95                                                 

15.Bassiri M,Ahmad S,Jones L,(1993)Immunological responses of mice and cat-  

   tle to expressed F and H proteins of rinderpest virus:lack of protection  

   in the presence of neutralizing antibody. J of Virol. Mar,1255-1261       

16.Bergman A,jarplid B & Svensson BM,(1990) Pathological findings indicativ  

   of distemper in european seals.Vet Micro.23:331-341                       

17.Binnendijk R,(1993)Human HLA class I and class II restricted cloned cyt-  

   otoxiC T lymphocytes identify a cluster of epitopes on the measles virus  

   fusion protein.J of Virol.Apr.2276-84                                      

18.Blood DC & Radostits(1989)Veterinary medicine-seven ed.Billiere tindall.  

   London.p 838-41                                                           

19.Bostock CJ,barrett T & Crowther (1990) Characterisation OF the europian    

   seal morbillivirus.Vet Micro.23:351-60                                    

20.Brown C,Mariner & Olander(1991) An immunohistochemical study of the pn-   

   umonia caused by peste des petits ruminants virus.Vet Path. 28:166-70     

21.Brugger M,Jungi T, Zurbriiggen A and Vandevelde (1992) Canine distemper   

   virus increases procoagulant activity of macrophages.Virol. 190:616-23    

22.Carrigan D & Knox K.(1990)Identification of interferon-resistant subpop-  

   ulation in sevral strains of measles virus: postive selection by growth   

   of the virus in brain tissu.J of Virol. Apr.1606-1615                     

23.Chndron N,Albert A,Jayaprakash R & Venkatesan R,(1991) Occurence of rin-  

   derpest in small wild rumminants.Ind J of An Sci. 61(11):1176-7           

24.Csonka E(1990) Influence of the MV on the proliferation and protein sy-   

   nthesis.Acta Mic Hung. 37(2):193-200                                      

25.Diallo A,(1990) Morbillivirus group:genome organization and proteins.Vet  

   Micro.23:155-163                                                          

26.Domingo M,pumarola M,ferrer L & Macro A,(1990) Morbillivirus in dolphins  

   Nathur.34:348                                                             

27.Ettinger SJ,(1989) Text book of veterinary internal medicin-Vol 2 . W.B.  

   Sanderscompany Philadelphia.P 82,301-303,601-602,829                      

28.Fazakerley J & buchmeiert MJ,(1993)Pathogenesis of virus inducced demy-   

   elination.Adv in Vir Res.42: 249-295                                      

29.Fener F & White D,(1993) Veterinary virology -Second ed.Academic Press    

   Inc.Sandiego. P 30,471-486                                                

30.Fraser CM,(1993) The merck veterinari manual-7th ed.Rahway,N.J USA        

31.Friden T,Sowell A,Henning K,Huff D & Gunn A,(1992) Vitamin A levels and   

   severity of measles.Am J Dis Child.46(2):182-6                            

32.Galinski M, (1991) Paramyxoviridae :transcription  and replication.Adva   

   in Vir Res.39:129-155                                                     

33.Gracey JF & Collins DS,(1992) Meat hygiene -ninth ed,Bailler Tindall p    

   359-60                                                                    

34.Hirano A,(1992) The matrix proteins of neurovirulent subacute scleros-    

   ing panencephalitis  virus and its acute measles virus progenitor are     

   functionally different.Proc Natt Acad Sci USA.89(18):8745-9               

35.Horvath CM,(1992)Biological activity of paramixovirus fusion proteins:    

   factors influencing formation of syncytia.J of Virol.66(7):4564-9         

36.Howard & Jimmiyl,(1993) Curent veterinary trapy 3 .W.B.Sanders company,   

   philadelphia.p 444-6                                                       

37.Howard BJ,(1987)Clinical and pathogenic microbiology. The CV Mosby com-   

   pany,Torento .p 808                                                       

38.Ismail IM & House J,(1990)Evidence of identification  of pest des peti-   

   ts ruminants from goat in egypt.Arch Exp Vet.44(3):471-4                  

39.Joklik W Phil D ,(1992) Zinsser microbiology-20th  ed. Hall internatio-   

   onal Inc. LOndon.822-4,1011-1015                                          

40.Jubb & Kennedy,(1993) Pathology of domestic animals -4th ed. Academic     

   press,San Diego .Vol:1,2; p 108,425,617-23,628-9 & 159-63                 

41.Kennedy S,Kuiken T,Ross H,McNiver C & McAliski,(1992)morbillivirus inf-   

   ection in two common porpoises from the coasts of England and Scotland.   

   Vet Rec. 131:286-290                                                      

42.Kennedy S,Smyth A,Cush f,Duignan P & Platten M,(1989) Histopathologic     

   and immunocytochemical studies of distemer in seals.Vet Path.26:97-103    

43.Kotani T,Jyo M,Odagiri & Horiuchi (1989) Canine distemper virus infec-    

   tion in lesser pandas.Jpn J Vet Sic.51:1263-6                             

44.Markoeitz L & Orenstein A,(1990) Measles vaccines.Ped Clin of N Am. 37:   

   603-25                                                                    

45.Moench T,Griffin E,Obriect R,Vaisberg A & Johnson T,(1989)acute measles   

   in patients with and without neurological  involvment: distribution of    

   measles virus antigen and RNA.The J of Inf Dis.158:433-442                

46.Naniche D &  Vario-Kerishnan G ,(1993) Human membrane cofactor protein    

   (CD46)acts as a cellular receptor for measles virus.J of Vir.67:6025-2    

47.Norrby E,Kovamees J, Blixenkrone-Moller M & Orvell C, (1992) Humanized    

   animal viruses with special reference to the primate adaption of morb-    

   llivirus. Vet Mic.33:275-86                                               

48.Osterhaus A,Groen J,Spijkers H & Vedder E,(1990)Mass mortality in seals   

   caused by a newly discoverd virus-like morbillivirus.Vet Mic.23:343-50    

49.Palumbo P, (1992) population-based study of measles and measles immuni-   

   zation in human immunodeficiancy virus-infected children.Ped Inf Dis J    

   11(12):1008-14                                                            

50.Ramarao D, (1991) incidence of bovine rinderpest in andhara pradesh du-   

   ring 1976-1985. Ind J of An Sci.61(2)150-3                                

51.Root I & Bjorkman A,(1992)Suppresion of plasmodium falciparum infection   

   during concomitant measles influenz but not during pertussis. Am J Thr    

   Med Hyg.47(5):657-681                                                     

52.Shanthikumar SR,Malachi SA & Majiyagbe KA,(1985)Rinderpest outbreak in    

   freeliving wildlife in Nigeria.Vet Rec.177:469-70                         

53.Shaecther M,Medoff G & schiessinger D, (1989) Mechanisms of  microbial    

   disease.Pub Williams & Wilkins ,Baltimore.p 335,471-80                    

54.Shigeta S,Mori S,Baba M,Ito M & Clercq E,(1992) Antiviral activities of   

   ribavirin,5-ethynyl-1-Beta-D ribofuranosylimidazole-4-carboxamid, and     

   6'-(R)-6'-C-methlneplanocin A against several ortho-and paramyxovirus-    

   es.Antimic Agen and Chem.36:435-9                                         

55.Sinitsyna OA,(1990)Further attenuated measles vaccine. Res Virol.141(5)   

   517-31                                                                     

56.Streissle G,Paessens A & Oedigert (1985) New antiviral compounds.Advan    

   in Vir Res.39:83-130                                                      

57.Taylor WP,Al Busaidy S & Barret T,(1990) The epidemiology of peste des    

   petits ruminants in the sultanate of Oman.Vet Mic.22:341-52               

58.Wafula JS & Wamwayi HM,(1988)Development and distribution of rinderpest   

   virus antigen in experimentally infected goats.Vet Rec.123:199-200        

59.White D,(1986)Medical virology-third ed.Academic press Inc.London,p137,   

   180,198,265,521-29                                                        

60.Wyde PR (1992) Measles virus replication in lungs of hispid cotton rats   

   after intranasal inoculation.Proc Soc Exp Biol Med.201(1):80-7            

61.Wyngarder J,Smith LH & Bennett JC, (1992)Cecil textbook ofmedicine-19th   

   ed.WB Sanders company,Philadelphia.1798-1800,1825-7                       

62.Yanagi Y,Cubitt BA & Oldston M,(1992)Measles virus inhibits mitogen-in-   

   duced T cell prolifration but does not directly perturb the T cell act-   

   ivation process insid the cell.Virol.187:280-9                            

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد